تبليغاتX
عشق سوخته


















عشق سوخته

به همه خواهم گفت

به نسیمی که گذر خواهد کرد

به شهابی که درخشید به شب

به شب روشن پاک

به سپیدار بلند

به پرستو

که غمین ترک کند لانه خویش

به همه خواهم گفت

به شرابی که به پیمانه تو میر قصد

و ترا مست کند شب همه شب

من بهر کوچه که تو میگذری

کوچه هائی که پر از خاطره است....

به همه خواهم گفت...........

که ترا دارم دوست.

+نوشته شده در ساعتتوسط Rsool.sh | |

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است

نکند دل دیگری او را سیر کرده است

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است

تنها دقایقی چند تا خیر کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است

شاید موعد قرار تغیر کرده است

خندید به سادگیم آیینه وگفت

احساس پاک تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی

گفت خوابی سال ها دیر کرده است

در آیینه به خود نگاه می کنم

آه.. عشق تو عجیب مرا پیر کرده است

راست گفت ایینه که منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده است.

...............

گفتمش دل میخری پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود

+نوشته شده در ساعتتوسط Rsool.sh | |

نه

تاریکی نابودی نیست!

تاریکی سکوت جذاب میان دو نت موسیقی است

تاریکی

وقفه ی بی دغدغه ای است  در مغاک زمان.

که همچون باران

آرام وصبور

پر می دهد جایی دور

افکار آشفته پریشانان را

یا آنکه

می پراند از خواب

ذهن خوشحالان و خوشخوابان را .

+نوشته شده در ساعتتوسط Rsool.sh | |